روزهای قشنگ بدون آدنوما کارسینوما

متن مرتبط با «تزریق» در سایت روزهای قشنگ بدون آدنوما کارسینوما نوشته شده است

اسکن تزریقی دیماه 96

  • نیلوبلاگ

    دارم آماده میشم برای انجام اسکن جوابش در بهترین حالت چهارشنبه هفته آینده حاضر میشهبهترین حالت را در نظرم مجسم می کنم تصویر سازی من از جواب اسکن ؛ یک اسکن کاملا نرماله من قویتر از این بیماریم این را ثابت کردم پی نوشت : اسکن انجام شد در بهترین حالت جوابش دو هفته دیگر حاضر می شود پزشکی که ریپورت مرا می نویسد برای انجام همایش به ایتالیا رفته همین حوالی می مانم ...

    ادامه مطلب
  • اولین ویزیت بعد از اتمام تزریقات

  • نیلوبلاگ

    اگر روزی دلم گرفت یادم باشد که خدا با من استکه فرشته ها برایم دعا می کنند یادم باشد : که قاصدکی در راه است که خوبی نزدیک است که من راه رفتن می دانم و دویدن و جاده ها قدم هایم را شماره خواهند کرد اگر روزی دلم گرفت یادم باشد : که من زنده ام خدا هم همین نزدیکی است و دیگر تنها نیستم پی نوشت : فردا اولین ویزیت بعد از اتمام درمانم است امیدوارم همه چیز خوب پیش برود پی نوشت بعد از ویزیت : دیروز پیش آنک...

    ادامه مطلب
  • آخرین تزریق شیمی درمانی

  • نیلوبلاگ

    دارم آماده می شوم برای آخرین تزریق تند تند خانه را تمیز می کنم، همه چیز مرتب باشد ذهن اشفته ام آرام میشودبوی عود تمام خانه را پر می کند، با ریه نصف و نیمه ام تمام سلولهایم را پر می کنم از بوی چوب صندل امیدوارم آخرین تزریق برای همیشه باشد امیدوارم آرامش مهمان همیشگی خانه ام شود باید همه چیز مرتب باشد تا حس شادی و خوشبختی لم بدهد در گوشه گوشه این خانه تا روزهای تیره پسرک، همسرم و مادرم به دست ف...

    ادامه مطلب
  • تزریق نور چهارم

  • نیلوبلاگ

    پرده اول : می نشینم روی صندلی حاج خانم پیری روی تخت دراز کشیده بهم زل میزنه تی ماره ر جا بیگفتی؟؟ (برای مادرت جا گرفتی؟) نه حاج خانوم تی مرده ماره(برای مادر شوهرت؟) نه حاج خانوم برای خودم الله اکبر...

    ادامه مطلب