
اگر روزی دلم گرفت یادم باشد که خدا با من استکه فرشته ها برایم دعا می کنند یادم باشد : که قاصدکی در راه است که خوبی نزدیک است که من راه رفتن می دانم و دویدن و جاده ها قدم هایم را شماره خواهند کرد اگر روزی دلم گرفت یادم باشد : که من زنده ام خدا هم همین نزدیکی است و دیگر تنها نیستم پی نوشت : فردا اولین ویزیت بعد از اتمام درمانم است امیدوارم همه چیز خوب پیش برود پی نوشت بعد از ویزیت : دیروز پیش آنک...
ادامه مطلب
دو ماه به سرعت برق و باد گذشت. دوشنبه باید آزمایشات کلی بعد از اتمام درمان را انجام دهم. سعی می کنم نگرانیم را با تمیز کردن کمدها و خانه تکانی پنهان کنم. همه چیز باید خوب باشد، خیلی خوب. فرصتی برای بیماری ندارم، من مانده ام و کلی کارهای عقب مانده در اینده ماهه، چند روز دیگر باید برگردم به محیط کارم باید بخودم روحیه بدهم و کلی انرژي مثبت. ...
ادامه مطلب
فکر می کردم قورباغه ها که بروند پی کارشان اوضاع زندگیم عادی می شود. اما کماکان بی انرژیم از ساعت چهار به تختم پناه می برم تا شب انقدر ضعیفم که چند قدم پیاده روی نفسم را بند می اورد هنوز نمی توانم برگردم سر کار چون عملا نمی توانم نیم ساعت تمام بنشینم اشتهایم به غذا هم خیلی کم است. این روزها هم باید بگذرد بیشتر درگیری های ذهنی مرا از پا در می آورد لعنت به سرطان...
ادامه مطلب