تنها یادم میاد که روز شنبه توانستم با سرگیجه فراوان و تن ناتوان از جا بلند شوم و پرچم ایران رو روی لپ پسرک نقاشی کنم تا شادان و خندان برود مدرسه. بعدش دیگر توانی برای لباس پوشیدن و به بیمارستان امدن نداشتم
در بیمارستانم با تب و لرز و فشار پایین و ضربان قلب بالا
قرص های شیمی درمانی را از دیروز بدستور دکتر کنار گذاشتم
تا کی نمیدانم؟؟؟؟
برچسب:
نویسنده: سام سامانی
تاريخ: سه
شنبه
24 بهمن
1396 ساعت: 23:20