روزهای قشنگ بدون آدنوما کارسینوما

متن مرتبط با «باز هم حامله نشدم» در سایت روزهای قشنگ بدون آدنوما کارسینوما نوشته شده است

چهاردهمین زاد روز آروین؛ روایت کامل

  • نیلوبلاگ

    در ادامه، آخرین تحولات، اخبار و جزئیات مربوط به «چهاردهمین زاد روز آروین» را مرور می‌کنیم تا دید کاملی نسبت به این موضوع داشته باشید. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. ای کاش  در کنارمان بودی ....کااااااااااش...

    ادامه مطلب
  • چهاردهمین زاد روز آروین

  • نیلوبلاگ

     فدرا جان چهاردمین زاد روز ولادت آروین رو هم پشت سر گذاشتیم آروین الان برای خودش قد و بالایی کسب کرده گر چه هنوز بالغ نشده !حتما بهتر میدانی که در نبود تو  در این چهار سال و اندی هر کدام به نوبه خود چه ها  کشیدیم .ای کاش  در کنارمان بودی ....کااااااااااش بخوانید...

    ادامه مطلب
  • تومور مارکرهای مهم در تشخیص سرطان

  • نیلوبلاگ

    همسرم وقتی شرکت خصوصی داشت راننده جوانی داشت که مرتب در کنارش بود و در کلیه امور کمکش می کرد . این آقا در زمان جنگ سرباز بود و متاسفانه تحت تاثیر بمب های شیمیایی قرار گرفت . بطوریکه چندین سال پیش مجبور شدند یه کلیه اش رو خارج کنند . چند سالیه که متاسفانه کلیه باقیمانده درگیر سرطان شده و اتفاقا تحت نظر پزشک من هستند ولی متاسفانه دیر مراجعه کردند و مشکل به کبد هم سرایت کرده . این آقا در یکی از روستا...

    ادامه مطلب
  • تومور مارکرهای مهم در تشخیص سرطان

  • نیلوبلاگ

    همسرم وقتی شرکت خصوصی داشت راننده جوانی داشت که مرتب در کنارش بود و در کلیه امور کمکش می کرد . این آقا در زمان جنگ سرباز بود و متاسفانه تحت تاثیر بمب های شیمیایی قرار گرفت . بطوریکه چندین سال پیش مجبور شدند یه کلیه اش رو خارج کنند . چند سالیه که متاسفانه کلیه باقیمانده درگیر سرطان شده و اتفاقا تحت نظر پزشک من هستند ولی متاسفانه دیر مراجعه کردند و مشکل به کبد هم سرایت کرده . این آقا در یکی از روستا...

    ادامه مطلب
  • همراه خوبی باشیم

  • نیلوبلاگ

    صدای غر غر دختر جوانی را می شنوم خسته شدم چند بار برم پایین و بالا، یه دفعه بگین چند تا فتوکپی می خواین؟؟اصلا نمیرم نگاهش می کنم _چندمین باره؟ _اولین بار _ اولین بار و این همه بی حوصلگی، صبوریت کجا رفته دختر جان _ خوب از صبح سرگردون بودم بین بیمه تامین اجتماعی و دانشگاه و سازمان غذا و دارو _ می دونم، درکت می کنم، اما میدونی در بهترین حالت شش بار باید این مسیر رو طی کنی؟ پدرت داره نگاهت می کن...

    ادامه مطلب
  • هدیه عزیز تسلیت من و همه بچه های وبلاگ رو بپذیر

  • نیلوبلاگ

    نمی دونم چرا عمق شادی کوتاه اینقدر صبح از طریق آسیه جان باخبر شدم هدیه عزیز پدر نازنینش رو بر اثر ایست قلبی از دست دادهعزیز دلم، دوست روزای سخت، من و همه دوستان این وبلاگ رو در غم خودت شریک بدان، واژه ای ندارم برای تسلی ات هدیه جانم اما تو بهترین دختر برای پدرت بودی، مطمئن باش ...

    ادامه مطلب
  • دور اول باز هم زلودا

  • نیلوبلاگ

    تزریق تمام شد و قرص های زلودا را شروع کردم بیحالم که فکر می کنم واقعا طبیعیه پی نوشت : زودتر از همه می رسم مطب برای تزریق، هنوز پرستارها نیامده اند، بعد از من پیرزن هشتاد ساله ایی با دو پسرش میاید. سلام می کنم. روی تخت می نشیند، فکر می کند من پرستارم. داروی ضد تهوع را در پلاستیک داروهایش می بینم...

    ادامه مطلب
  • قورباغه دوازدهم فراری

  • نیلوبلاگ

    قراربود سه شنبه این هفته اخرین دوره شیمی درمانی رو بگذرونم. اما متاسفانه تب و التهاب زخم فیستول باعث شد که دیشب دکتر جراحم به من توصیه کنه ده روز دیگه این دوره رو انجام بدم. این قورباغه دوازدهم مدام از دستم لیز می خوره. حتما حکمتی هست. نمی دونم. ...

    ادامه مطلب
  • باز هم نشد

  • نیلوبلاگ

    صبح رفتم آزمایش غروب هم پیش آنکولوژیست اما گفت با این زخم بهتره شنبه شیمی درمانی بشم چقدر عقب می افتد این دور آخر...

    ادامه مطلب
  • قورباغه دوازدهم

  • نیلوبلاگ

    تند تند دارم به کارهایم می رسم. کیف ولوازم التحریر پسرک را خریده ام. سه شنبه امتحان زبان دارد فقط چند ساعت امروز صبح وقت دارم با او کار کنم داروهایم رو اماده گذاشته ام.پورتکت، چسب مخصوص، ملافه تمیز قرص های ضد تهوع قبل شیمی درمانی خدایا کمکم کن کمک کن اخرین بارم باشد نفس هایم تند تند بالا و پایین می شوند دست خودم نیست، انگار ریه هایم جمع شده میروم، ساعت دو و نيم و می بلعم اخرین قورباغه را زخمم را بدست خدا می سپارم، حتما خودش فکری بحال بهبودیش می کند چه نا ارامم امروز ...

    ادامه مطلب