انتظار نفس گیر
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 15:00
از بیمارستان زنگ زدند میگن جواب رو فردا پست می کنیم دو روز دیگه می رسه دستت هر چقدر خواهش کردم جواب رو بگند گفتند نمیشه و ما اصلا ازش سر در نمیاریم اخه بابا این همه استرس برای یه بیمار که کشنده تره من که سکته میکنم تا جواب بیاد!
پت اسکن عالی
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 15:00
دست و شادی و هورااااااااا جواب رسید من مطب دکترم و از بس زار زدم چشمام دیگه نمی بینه هیچ سلول بدی وجود نداره حتی یه لکه خوب خوب بود جواب پت اسکنم کبد و محل عمل ریه سالمند فقط ریه چپ هنوز چسبندگی داره که باید یه فکری بحالش بکنم فردا چهارمین شیمی درمانی رو انجام میدم تعدا قرص زلودام کم شد چون تو این ه...
پت اسکن بیمارستان رضوی مشهد
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 15:00
من روز پت اسکن خیلی دلشوره داشتم، قبل از پت یکساعت توسط یه خانم دکتر مشاوره صورت می گیره، چیزی که اصلا تو مسیح دانشوری مرسوم نیست، ریز به ریز علایم و مشکلات بررسی میشه، تحت هیچ عنوان شما رو در داخل یک اتاقک دربسته محبوس نمی کنند اتاقها با فاصله بسیار زیاد از هم قرار داره و صدای احوالپرسی هر از گاه پ
هدیه عزیز تسلیت من و همه بچه های وبلاگ رو بپذیر
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 15:00
نمی دونم چرا عمق شادی کوتاه اینقدر صبح از طریق آسیه جان باخبر شدم هدیه عزیز پدر نازنینش رو بر اثر ایست قلبی از دست داده عزیز دلم، دوست روزای سخت، من و همه دوستان این وبلاگ رو در غم خودت شریک بدان، واژه ای ندارم برای تسلی ات هدیه جانم اما تو بهترین دختر برای پدرت بودی، مطمئن باش
12 مرداد
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 15:00
امروز تولدمه هر چند که شیمی درمانی شدم دیشب اما حال و هوام خوبه قراره دو جلسه دیگه هم با اوستین و زلودا با دز پایین ادامه بدم بعد از اون هم احتمالا 6 ماه قرص زلودا رو ادامه میدم برای محکم کاری پی نوشت : کاش حال و هوای دل هدیه هم خوب بود
بار دوم : سرطان
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 15:00
اصلا تصمیم می گیری دکترت رو عوض کنی شاید اون درست عمل نکردهاما ریز به ریز برنامه و پروتکل های داروییش ؛ از ذره بین من کنجکاو گذشته وبلاگت رو بستی آخه عزیزترین دوست وبلاگیت شب پت اسکنش دچار سکته مغزی شده و همه چیز رو باید از صفر شروع کنه اما دوباره شروع می کنی با یه حس سر در درگمی این بار می دونی جن
چه بخوریم چه نخوریم
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 15:00
در طول مدت بیماری با اینکه پزشکم هیچ رژیم خاصی نداده بود لب به شیرینی و قند نمی زدم تنها ماده ممنوعه برای من نمک بوداما با این اوصاف ؛ مصرف گوشتم را خیلی کم کردم هر روز عصاره بره موم استفاده می کنم آن هم به لطف هدیه عزیز روزی چهل قطره با عسل و لیموترش بواسطه شیمی درمانی بلند مدت کبدم شدیدا چرب شده
زلودا
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 15:00
دارو در ۳ مرحله آنزیمی به فرم فعال ۵ فلوئورو اوراسیل تبدیل میشود..که سبب مهار سنتز DNA میشود و سبب ایجاد RNA ناقص میشود که مستقیما روی بیوسنتز پروتئین نقش دارد تشکیل ۵ فلورو اوراسیل از دارو در سلول های تومور به واسطه فاکتور آنژیوژنیک وابسته به تومور کاتالیز میشود در سرطان های انسانی اثر سینرژیسم دار
ویزیت پزشک و آغاز بدو بدو های تهیه دارو
-
تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 21:16
امروز رفتم پیش پزشکم هفتاد تا زلودا این دوره تموم شد دکتر می خواست ببینه چه اثراتی روی،من داشته و اینکه تونستم تحمل کنم یا نه؟؟ هر چند که دوره بسیار سختيه اما من براحتی دارم می گذرونم خستگی و بی اشتهایی و بی حسی،دست و.پا چیزی،نیست که من رو از پا بندازه بعد از دوره جهارم باید یه پت اسکن دیگه انجام ب
شیمی درمانی تا هشت سال دیگر منسوخ می گردد
-
تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 21:16
حمید سعیدیساعدی متخصص رادیوتراپی و آنکولوژی و دبیر علمی همایش یک روزه تازههای آنکولوژی که صبح امروز در هتل استقلال برگزار شد، در حاشیه مراسم گفت: هدف از این همایش آشنایی هر چه بیشتر آنکولوژیستها با تازههای درمانی حوزه آنکولوژی است. وی ادامه داد: درمان جامع غیر جراحی انواع سرطانهای توپر در حیطه
دور دوم با زلودا
-
تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 21:16
یک چند روزی بود حرفمان نمی آمد چون به سرمان زده بود دچار کانسر سینه هم شدیم خلاصه با هزار بدبختی وقت سونو و مامو گرفتیم و الان در کمال خوشحالی فهمیدیم مشکل ما فقط همون نودل ریه بود که انشالله تعالا رفته است پی کارش فردا ساعت دو یک سبد انرژی مثبت خریداریم
بالاخره مرخص شدم
-
تاریخ: 1396/3/10 ساعت: 1:37
بالاخره مرخص شدم و این دوره سخت رو هم پشت سر گذاشتم. هر چند که اخرش،دیگه نفس گیر شده بود لوبکتومی ریه سمت چپ کامل انجام شد جراح معتقد بود توده بظاهر فعال نیست اما از نظر سلولی باید پاتولوژی نظر بده جواب پاتولوژی هم تا فردا حاضر میشه چون دو.مرکز دادم. بعد از عمل صدای مشکوکی در سمت چپ قلب داشتم که م
اردیبهشت 96
-
تاریخ: 1396/3/10 ساعت: 1:37
اردیبهشت باشد و حجم عظیمی از درد و اندوه بر دلت نشسته باشد احساس تلخ کردن زندگی به کام عزیزترین کسانت قلقلکت دهدآن وقت بنشینی و دو دو تا چهار تا کنی که تا کجای این راه باید پیش بروی که نه از پا بی عزت بیفتی و نه مایه دردسر نزدیکانت شوی اردیبهشت باشد و بنشینی با پنج دنده شکسته، آرزوهای رج شده ات را
برگشتیم
-
تاریخ: 1396/3/10 ساعت: 1:37
خوانندگان و دوستان محترم وبلاگ با سلام و احترام آدم رنگی جان بدلیل مشغله فراوان کاری برگشته است به سر کار جهت انجام امور ارجاعی مردم شریف رشت و استان گیلان. اصلا شده است همان ادم رنگی جان. ضمنا با عنایت به اینکه اصلا اهل سیاست و زدو بندهای سیاسی نیست و از آن جایی که کلیه مراحل درمانش را در مراکز خص
روزهای درمان شروع می شود
-
تاریخ: 1396/3/10 ساعت: 1:37
دیشب جواب ازمایش رو گرفتم Kras جهش داشته اما Nrasنه و اینها یعنی نباید اربیتکس مصرف کنم و موثر نیست باید اوستین و زلودا استفاده کنم. هر بیست و یک روز و پنج قرص زلودا هر روز از دیروز درگیر گرفتن عکس ریه، ازمایش تومور مارکر، گرفتن داروها با پروسه وحشتناک و عصر سونوگرافی از کبد هستم. قرار بود شیمی
اولین دوره بعد از عمل
-
تاریخ: 1396/3/10 ساعت: 1:37
دوست دارم تنها باشمبا خیالی ؛ خالی از با تو بودن هادوست دارم به یاد آن روزهای گذشتهدر خلوتیکنج آرام این اتاق خالیبه یاد آن روزگارانخاطراتم را یاد کنمدر مهر ماه سال 91 در اوج سلامت با بدترین اتفاق زندگیم روبرو شدم .سرطان رکتوم .اما بالاخره در تیرماه سال 92 پیروزمندانه شکستش دادم. این وبلاگ گویای روزه...
دور اول باز هم زلودا
-
تاریخ: 1396/3/10 ساعت: 1:37
تزریق تمام شد و قرص های زلودا را شروع کردم بیحالم که فکر می کنم واقعا طبیعیه پی نوشت : زودتر از همه می رسم مطب برای تزریق، هنوز پرستارها نیامده اند، بعد از من پیرزن هشتاد ساله ایی با دو پسرش میاید. سلام می کنم. روی تخت می نشیند، فکر می کند من پرستارم. داروی ضد تهوع را در پلاستیک داروهایش می بینم
ادم رنگی جان خوب است
-
تاریخ: 1396/3/10 ساعت: 1:37
افتاده ام به روال عادی زندگی بعد از عمل سر کار میروم برگشته ام خانه خودم هر چند که بسیار سخت است با بیحالی ناشی از خوردن زلودا خانه ات تر و تمیز باشد و غذای اهالی خانه اماده اما مادر جان دلش می ماند و غذا می فرستد برایم همسرجان هم سخت کیر نیست سر غذا اما، امان از پسرک بد غذا مصاحبه دکترا همزمان شده ...
ما می توانیم
-
تاریخ: 1395/12/3 ساعت: 18:23
دختر رشتی با همون اخلاق مشتی بالاترین دوز درمان را هم تاب آورد فردا تشریف می بریم سر کار امروز باید یک کوزت تمام عیار شوم و خانه را سر و سامان بدهم صبحم را با خرید یک بغل گل نرگس شروع کردم نه برای خودم برای معلم پسرک اما دیدن آن همه نرگس، حال من را هم خوب کرد. پسرک در امتحان جامع بین شش کلاس سوم شد....
برف
-
تاریخ: 1395/12/3 ساعت: 18:23
برف می بارد پشت پنجره، خیره به آسمان می مانم برف ، پاداش صبوری زمین است و پاداش صبوری من نیز ، دیر یا زود در زندگیم جاری می شود. خودم را می چسبانم به گرمای شومینه قهوه تلخ را سر میکشم یادم باشد صبح چکمه های قرمزم را ازکمد در بياورم شال قرمزم را بر سر کنم رد پایم را بر برف سفید جا بگذارم